دفتر تبليغات اسلامى شعبه خراسان

159

مسائل مستحدثه پزشكى ( فارسى )

دليل توثيق آن راوى حساب مىشود . « 1 » به هر حال اگر هم وثاقت او ثابت شود ، از نظر دلالت مشكل خواهد داشت ، زيرا در قبال آن ، ادلّهء ديگرى وجود دارد كه آن ادلّه مىتواند بر اين نكته دلالت كند كه ايدز و سفليس نيز سبب فسخ مىشود . شهيد استدلال فقهاى بزرگى مثل علامهء كركى در جامع المقاصد و علامهء حلّى در مختلف الشيعه و علّامه فاضل مقداد در التنقيح الرائع « 2 » و ديگر بزرگان را اعجب عجايب خوانده ، زيرا حديث از نظر متن و سند قصور دارد و وجه آن را بدين‌گونه آورده كه اولا سند آن بسيار ضعيف است و قابل معارضه نيست ؛ به خصوص با اخبار صحيحه ، زيرا همان‌طور كه گفته شد غياث ضبى در كتاب‌هاى علم رجال مجهول است . متن آن نيز قصور دارد ، زيرا لازمهء اين حديث آن است كه مرد اصلا حق ردّ نكاح را ندارد ، درحالىكه اين مطلب ، خلاف اجماع علما و خلاف اجماع مسلمانان است . « 3 » دليل سوم بر عدم جواز فسخ : رواياتى است كه در آن‌ها ادات حصر وجود دارد . اين حديث‌ها در كتاب‌هاى روايى مشهور و معروف شيعه نقل شده است . براى اينكه مراد از آن روشن شود ، بايد ابتدا آن‌ها را نقل كنيم تا ويژگىشان آشكار گردد . 1 . محمد بن يعقوب ، عن أبي علي الأشعري ، عن محمد بن عبد الجبّار ، عن صفوان بن يحيى ، عن عبد الرحمن بن أبي عبد اللّه ، عن أبي عبد اللّه عليه السّلام قال : المرأة تردّ من أربعة أشياء : من البرص و الجذام و الجنون و القرن و هو العفل ما لم يقع عليها فإذا وقع عليها فلا ؛ « 4 » نكاح زن به چهار عيب فسخ مىشود : 1 . برص 2 . جذام 3 . ديوانگى 4 . در فرج زن چيزى باشد كه از دخول ذكر مانع شود . البته فسخ فقط تا وقتى است كه مرد با زن نزديكى نكرده باشد ، و زمانى كه مرد با زن مواقعه كرد ، فسخ نخواهد بود .

--> ( 1 ) . رياض المسائل ، ج 2 ، ص 133 . ( 2 ) . جامع المقاصد ، ج 13 ، ص 234 ؛ المختلف ، ص 552 ؛ التنقيح الرائع ، ج 3 ، ص 178 . ( 3 ) . مسالك الأفهام ، ج 8 ، ص 111 . ( 4 ) . كافى ، ج 5 ، ص 409 .